پسندید م اگراز دست من در خلوت خود گریه ای کردی اگر بد کردم و
هرگز به روی خودنیاوردی اگرتومهربان بودی ومن نامهربان بودم
برای دیگران سبزو برای توخزان بودم گناهم را ببخش.
در دم صبح بهار شاخه ای از گل یاس بوته ای از گل نرگس بغلی از گل
سرخ همه رادسته کنم وبسازم سبدی از پرطاووس تا دهم هدیه به انها
که نوازش دادند عشق ووفاداری را